CMC در اشکال‌زدایی لعاب

در فرآیند اشکال زدایی و استفاده از لعاب ها، علاوه بر برآورده کردن جلوه های تزئینی خاص و شاخص های عملکرد، باید اساسی ترین الزامات فرآیند را نیز برآورده کنند. ما دو مشکل رایج در فرآیند استفاده از لعاب ها را فهرست کرده و مورد بحث قرار می دهیم.

۱. عملکرد دوغاب لعاب خوب نیست

از آنجا که تولید کارخانه سرامیک پیوسته است، اگر مشکلی در عملکرد دوغاب لعاب وجود داشته باشد، نقص‌های مختلفی در فرآیند لعاب‌کاری ظاهر می‌شود که مستقیماً بر نرخ عالی محصولات تولیدکننده تأثیر می‌گذارد. عملکرد مهم و اساسی‌ترین مورد است. بیایید الزامات عملکرد لعاب شیشه‌ای زنگوله‌ای روی دوغاب لعاب را به عنوان مثال در نظر بگیریم. یک دوغاب لعاب خوب باید دارای موارد زیر باشد: سیالیت خوب، عدم تیکسوتروپی، عدم رسوب، عدم وجود حباب در دوغاب لعاب، حفظ رطوبت مناسب و استحکام خاص هنگام خشک شدن و غیره. عملکرد فرآیند. سپس عواملی را که بر عملکرد دوغاب لعاب تأثیر می‌گذارند، تجزیه و تحلیل کنیم.

۱) کیفیت آب

سختی و pH آب بر عملکرد دوغاب لعاب تأثیر می‌گذارد. به طور کلی، تأثیر کیفیت آب منطقه‌ای است. آب لوله‌کشی در یک منطقه خاص معمولاً پس از تصفیه نسبتاً پایدار است، اما آب‌های زیرزمینی به دلیل عواملی مانند محتوای نمک محلول در لایه‌های سنگ و آلودگی عموماً ناپایدار هستند. پایداری، بنابراین دوغاب لعاب آسیاب گلوله‌ای سازنده بهتر است از آب لوله‌کشی استفاده کند که نسبتاً پایدار خواهد بود.

۲) میزان نمک محلول در مواد اولیه

به طور کلی، رسوب یون‌های فلزات قلیایی و فلزات قلیایی خاکی در آب، بر pH و تعادل پتانسیل در دوغاب لعاب تأثیر می‌گذارد. بنابراین، در انتخاب مواد اولیه معدنی، سعی می‌کنیم از موادی استفاده کنیم که با شناورسازی، شستشوی آبی و آسیاب آبی فرآوری شده‌اند. این مقدار کمتر خواهد بود و محتوای نمک محلول در مواد اولیه نیز به تشکیل کلی رگه‌های سنگ معدن و میزان هوازدگی مربوط می‌شود. معادن مختلف محتوای نمک محلول متفاوتی دارند. یک روش ساده، اضافه کردن آب به نسبت مشخص و آزمایش سرعت جریان دوغاب لعاب پس از آسیاب گلوله‌ای است. ما سعی می‌کنیم از مواد اولیه کمتر یا بدون سرعت جریان نسبتاً ضعیف استفاده کنیم.

۳) سدیمکربوکسی متیل سلولزو سدیم تری پلی فسفات

عامل تعلیق‌ساز مورد استفاده در لعاب سرامیک معماری ما، سدیم کربوکسی متیل سلولز است که عموماً به آن CMC گفته می‌شود. طول زنجیره مولکولی CMC مستقیماً بر ویسکوزیته آن در دوغاب لعاب تأثیر می‌گذارد. اگر زنجیره مولکولی خیلی بلند باشد، ویسکوزیته خوب است، اما در دوغاب لعاب، حباب‌ها به راحتی در محیط ظاهر می‌شوند و تخلیه آن دشوار است. اگر زنجیره مولکولی خیلی کوتاه باشد، ویسکوزیته محدود است و نمی‌توان اثر پیوند را به دست آورد و دوغاب لعاب پس از قرار گرفتن برای مدتی به راحتی خراب می‌شود. بنابراین، بیشتر سلولز مورد استفاده در کارخانه‌های ما سلولز با ویسکوزیته متوسط ​​و پایین است. کیفیت سدیم تری پلی فسفات مستقیماً با هزینه مرتبط است. در حال حاضر، بسیاری از محصولات موجود در بازار به طور جدی تقلبی هستند و در نتیجه عملکرد صمغ‌گیری به شدت کاهش می‌یابد. بنابراین، معمولاً لازم است تولیدکنندگان معمولی را برای خرید انتخاب کنید، در غیر این صورت ضرر آن بیشتر از سود آن است!

۴) ناخالصی‌های خارجی

به طور کلی، برخی از عوامل آلودگی نفتی و شناورسازی شیمیایی به ناچار در طول استخراج و فرآوری مواد اولیه وارد می‌شوند. علاوه بر این، بسیاری از گل‌های مصنوعی در حال حاضر از برخی افزودنی‌های آلی با زنجیره‌های مولکولی نسبتاً بزرگ استفاده می‌کنند. آلودگی نفتی مستقیماً باعث ایجاد نقص‌های مقعر لعاب در سطح لعاب می‌شود. عوامل شناورسازی بر تعادل اسید-باز تأثیر می‌گذارند و بر سیالیت دوغاب لعاب تأثیر می‌گذارند. افزودنی‌های گل مصنوعی عموماً زنجیره‌های مولکولی بزرگی دارند و مستعد ایجاد حباب هستند.

۵) مواد آلی موجود در مواد اولیه

مواد خام معدنی به دلیل نیمه عمر، تمایز و سایر عوامل، ناگزیر به مواد آلی تبدیل می‌شوند. برخی از این مواد آلی به سختی در آب حل می‌شوند و گاهی اوقات حباب‌های هوا، غربال شدن و مسدود شدن وجود خواهد داشت.

۲. لعاب پایه به خوبی جفت نشده است:

تطابق بدنه و لعاب را می‌توان از سه جنبه مورد بحث قرار داد: تطابق محدوده خروجی پخت، تطابق انقباض خشک شدن و پخت، و تطابق ضریب انبساط. بیایید آنها را یک به یک تجزیه و تحلیل کنیم:

۱) تطبیق فاصله زمانی اگزوز برای شلیک

در طول فرآیند گرمایش بدنه و لعاب، با افزایش دما، یک سری تغییرات فیزیکی و شیمیایی رخ می‌دهد، مانند: جذب آب، تخلیه آب کریستالی، تجزیه اکسیداتیو مواد آلی و تجزیه مواد معدنی معدنی و غیره، واکنش‌های خاص و تجزیه. دما توسط محققان ارشد آزمایش شده است و برای مرجع به شرح زیر کپی می‌شود. ① دمای اتاق -100 درجه سانتیگراد، آب جذب شده تبخیر می‌شود.

② تبخیر آب بین محفظه‌ها ۲۰۰-۱۱۸ درجه سانتیگراد ③ سوختن مواد آلی، تجزیه سولفات و سولفید ۳۵۰-۶۵۰ درجه سانتیگراد ④ ترکیب مجدد کریستال‌ها، حذف آب کریستال ۴۵۰-۶۵۰ درجه سانتیگراد ⑤ تبدیل کوارتز ۵۷۳ درجه سانتیگراد، تغییر حجم ⑥ تجزیه کلسیت، دولومیت، گاز ⑦ حذف ۷۰۰ درجه سانتیگراد برای تشکیل سیلیکات جدید و فازهای سیلیکات پیچیده.

دمای تجزیه متناظر فوق فقط می‌تواند به عنوان مرجع در تولید واقعی استفاده شود، زیرا عیار مواد اولیه ما روز به روز کمتر می‌شود و به منظور کاهش هزینه‌های تولید، چرخه پخت کوره کوتاه‌تر و کوتاه‌تر می‌شود. بنابراین، برای کاشی‌های سرامیکی، دمای واکنش تجزیه متناظر نیز در پاسخ به سوختن سریع به تأخیر می‌افتد و حتی اگزوز متمرکز در منطقه دمای بالا باعث نقص‌های مختلفی می‌شود. برای پختن کوفته‌ها، برای اینکه سریع پخته شوند، باید روی پوست و مواد داخل آن سخت کار کنیم، پوست را نازک‌تر کنیم، مواد داخل آن را کمتر کنیم یا موادی تهیه کنیم که پخت آنها آسان باشد و غیره. همین امر در مورد کاشی‌های سرامیکی نیز صادق است. سوختن، نازک شدن بدنه، گسترش دامنه پخت لعاب و غیره. رابطه بین بدنه و لعاب همان آرایش دختران است. کسانی که آرایش دختران را دیده‌اند، نباید درک دلیل وجود لعاب‌های زیرین و لعاب‌های رویی روی بدن برایشان دشوار باشد. هدف اساسی آرایش پنهان کردن زشتی و زیبا کردن آن نیست! اما اگر به طور تصادفی کمی عرق کنید، صورتتان لکه‌دار می‌شود و ممکن است حساسیت داشته باشید. همین امر در مورد کاشی‌های سرامیکی نیز صادق است. آنها در ابتدا به خوبی پخته می‌شدند، اما سوراخ‌های ریز به طور تصادفی ظاهر می‌شدند، پس چرا لوازم آرایشی به قابلیت تنفس توجه می‌کنند و بر اساس انواع مختلف پوست انتخاب می‌کنند؟ لوازم آرایشی مختلف، در واقع لعاب‌های ما یکسان هستند، برای بدنه‌های مختلف، لعاب‌های مختلفی نیز برای سازگاری با آنها داریم، کاشی‌های سرامیکی یک بار پخته می‌شوند، من در مقاله قبلی اشاره کردم: اگر هوا دیرتر دم بکشد بهتر است از مواد اولیه بیشتری استفاده شود و فلزات قلیایی خاکی دو ظرفیتی را با کربنات وارد کنید. اگر بدنه خام زودتر تمام شود، از فریت‌های بیشتری استفاده کنید یا فلزات قلیایی خاکی دو ظرفیتی را با موادی با تلفات احتراق کمتر وارد کنید. اصل خارج کردن این است: دمای خارج کردن بدنه خام به طور کلی کمتر از لعاب است، به طوری که سطح لعاب پس از تخلیه گاز زیر آن البته زیبا است، اما دستیابی به آن در تولید واقعی دشوار است و نقطه نرم شدن لعاب باید به درستی به عقب منتقل شود تا خارج کردن بدنه تسهیل شود.

۲) تطبیق انقباض خشک شدن و پخت

همه لباس می‌پوشند و باید نسبتاً راحت باشند، وگرنه اگر کمی بی‌احتیاطی شود، درزها باز می‌شوند و لعاب روی بدن درست مانند لباسی است که می‌پوشیم و باید به خوبی اندازه باشد! بنابراین، انقباض خشک شدن لعاب نیز باید با بدن خام مطابقت داشته باشد و نباید خیلی بزرگ یا خیلی کوچک باشد، در غیر این صورت در حین خشک شدن ترک‌هایی ظاهر می‌شود و آجر تمام شده دارای نقص خواهد بود. البته، بر اساس تجربه و سطح فنی کارگران فعلی لعاب، گفته می‌شود که این دیگر مشکل سختی نیست و اشکال‌زداهای عمومی نیز در گرفتن گل رس بسیار خوب هستند، بنابراین وضعیت فوق اغلب ظاهر نمی‌شود، مگر اینکه مشکلات فوق در برخی از کارخانه‌ها با شرایط تولید بسیار سخت رخ دهد.

۳) تطبیق ضریب انبساط

به طور کلی، ضریب انبساط بدنه خام کمی بزرگتر از لعاب است و لعاب پس از پخت روی بدنه خام، تحت تنش فشاری قرار می‌گیرد تا پایداری حرارتی لعاب بهتر باشد و به راحتی ترک نخورد. این همچنین نظریه‌ای است که باید هنگام مطالعه سیلیکات‌ها یاد بگیریم. چند روز پیش دوستی از من پرسید: چرا ضریب انبساط لعاب بزرگتر از بدنه است، بنابراین شکل آجر تاب برمی‌دارد، اما ضریب انبساط لعاب کوچکتر از بدنه است، بنابراین شکل آجر خمیده است؟ منطقی است که بگوییم پس از گرم شدن و انبساط، لعاب بزرگتر از پایه است و خمیده می‌شود و لعاب کوچکتر از پایه است و تاب برمی‌دارد...

من عجله‌ای برای پاسخ دادن ندارم، بیایید نگاهی به ضریب انبساط حرارتی بیندازیم. اول از همه، باید یک مقدار باشد. چه نوع مقداری است؟ این مقدار حجم ماده است که با دما تغییر می‌کند. خب، از آنجایی که با «دما» تغییر می‌کند، با افزایش و کاهش دما تغییر خواهد کرد. ضریب انبساط حرارتی که معمولاً سرامیک می‌نامیم در واقع ضریب انبساط حجمی است. ضریب انبساط حجمی عموماً به ضریب انبساط خطی مربوط می‌شود که حدود ۳ برابر انبساط خطی است. ضریب انبساط اندازه‌گیری شده عموماً یک فرض دارد، یعنی «در یک محدوده دمایی خاص». به عنوان مثال، مقدار ۲۰ تا ۴۰۰ درجه سانتیگراد به طور کلی چه نوع منحنی است؟ اگر اصرار دارید مقدار ۴۰۰ درجه را با ۶۰۰ درجه مقایسه کنید، مسلماً هیچ نتیجه عینی از این مقایسه نمی‌توان گرفت.

پس از درک مفهوم ضریب انبساط، به موضوع اصلی برمی‌گردیم. کاشی‌ها پس از گرم شدن در کوره، هم مراحل انبساط و هم انقباض را طی می‌کنند. بیایید تغییرات در ناحیه دمای بالا به دلیل انبساط و انقباض حرارتی را که قبلاً بررسی کردیم، در نظر نگیریم. چرا؟ زیرا در دمای بالا، هم بدنه خام و هم لعاب پلاستیک هستند. به عبارت ساده‌تر، آنها نرم هستند و تأثیر جاذبه بیشتر از کشش خودشان است. در حالت ایده‌آل، بدنه خام صاف و مستقیم است و ضریب انبساط تأثیر کمی دارد. پس از عبور کاشی سرامیکی از بخش دمای بالا، تحت خنک شدن سریع و خنک شدن آهسته قرار می‌گیرد و کاشی سرامیکی از یک بدنه پلاستیکی سخت می‌شود. با کاهش دما، حجم کاهش می‌یابد. البته هرچه ضریب انبساط بزرگتر باشد، انقباض بیشتر و هرچه ضریب انبساط کوچکتر باشد، انقباض مربوطه کمتر است. وقتی ضریب انبساط بدنه بیشتر از لعاب باشد، بدنه در طول فرآیند خنک شدن بیشتر از لعاب منقبض می‌شود و آجر خمیده می‌شود. اگر ضریب انبساط بدنه کمتر از ضریب انبساط لعاب باشد، بدنه بدون لعاب در طول فرآیند خنک شدن منقبض می‌شود. اگر تعداد آجرها زیاد باشد، آجرها وارونه می‌شوند، بنابراین توضیح سوالات فوق دشوار نیست!


زمان ارسال: ۲۵ آوریل ۲۰۲۴